پراکنده گویی های یک ایرانی ساکن انگلستان
این مطلب قسمتی است ازاینا هر چی دارن از ما دارن از وبلاگ آقا اجازه در مورد رسم زیارت قبر درگذشتگان در پنجشنبه‌ها، به نکات جالبی اشاره کرده‌اند.

...یک ساعت و نیم تاخیر زمانی است کافی برای اندیشیدن به این که این جریان زیارت گور درگذشتگان تهرانی ها در آخرین پنج شنبه سال چه ریشه ای می تواند داشته باشد. ریشه اسلامی نمی تواند داشته باشد. اسلام کاری به هیچ پنج شنبه ای ندارد. حال اگر وارد این بحث نیز نشویم که اسلام سنت بازدید از قبرستان را در اساس مذموم می داند و حتی به نشانه گذاری گور نیز چندان اعتقاد ندارد، چه رسد به این که آن را تزیین نماید و یا آن کارهای عجیب وو غریب را به راه اندازد که در هر گورستان شیعه ایرانی هر روز می شود دید.
هر چه هست، تنها ویژه ایرانی ها و یا شاید تنها تهرانی هاست. اگر هم بپذیریم که سنتی است ایرانی، باز هم به بن بست برمی خوریم. ایرانیان پیش از اسلام و زرتشتی ها برای حفظ پاکی خاک مرده را به خاک نمی سپاردند. بلکه آن را در بلندی می گذاشتند تا حیوانات آن را بخورند. بنابراین یاد کردن از کسی که درگذشته و بازدید از گور او نه ایرانی است و نه اسلامی. حال یکی ممکن است بیاید بگوید که کار صفوی هاست. نمی دانم. این را می دانم که در کودکی چنین چیزی را ندیده بودم (شاید هم بوده باشد).
به هر حال شک من به این است که این را تهرانی ها اختراع کرده اند و می شود به بیان دیگر گفت که نوعی مد است. کما این که خیلی چیزها را مد کرده اند. اگر یکی می رود موهایش را پانکی می کند، این یک نیز سی سال است ریشش را نمی زند و لباس نامرتب می پوشد. اگر سی سال پیش تنها در روز عاشورا دسته راه می انداختند، اکنون در هر روز وفات دسته راه می اندازند و تکیه ها بازارشان گرم است. آن یک با آرایش غلیظ و چهره رنگارنگ چون دلقک سیرک به میدان ونک می رود و احساس خوبی دارد که زیباست و مدرن و این یک در پنج شنبه آخر سال بزرگراه هشت باندی بهشت زهرا را بند می آورد چون می خواهد حتما و تنها در آن روز سر گور فلانی برود و ثواب جمع کند. هر دو پیرو مد هستند. هر دو خلاق هستند و نوگرا و چیزهای نو و جدید اختراع می کنند.تنها نمی دانم که چرا این خلاقیت و نوگرایی تنها در زمینه های خاصی است و جنبه همه گیر ندارد.
چرا این ذهن تنها در یکی دو زمینه دور از خرد چیزهای نو می آفریند ولی نمی پذیرد که خیابان باید تمیز باشد و قوانین رانندگی را باید رعایت کرد، به حقوق دیگران باید در عمل احترام گذاشت و نه در شکل تعارف های تهوع آور. در آلمان شهرداری تنها ماهی یک بار برای بردن زباله ها می آید و تنها بخشی را می برد. در خیابان ها باید مسیر درازی بروی تا سطل زباله ای بیابی. ولی زباله ای در خیابان نمی بینی. در تهران شهرداری هر شب می آید، در خیابان ها به هر سو بنگری حتما سطل زباله ای می یابی، اما خیابان ها کثیف هستند، موش های فاضلاب شهر را گرفته اند و گربه ها از آنها فرار می کنند. مردمان زباله در جوی آب می ریزند و هنوز هم آب کثیف از جوی گرفته از زباله به بالا میزند و خیابان را فرا می گیرد.
تهرانی آن گاه که پشت ماشینش می نشیند، یاد خرسواری می افتد. در شهری که شبکه خیابانی و بزرگراهی مدرن دارد و مشابهش در هیچ کجای اروپای غربی نیست، هر جا که ورودی یا خروجی بزرگراه می بینی، ماشین ها را نیز می بینی که چون گله گوسفند برای گذر از دری تنگ به هم فشار می آورند. تفاوت تنها در این است که ماشین ها با هم تماس ندارند ولی رفتار همان است. نی دانم خرد، هوش فراوان آریایی و نوگرایی چرا اینجا کار نمی کند!
...
اگر وقتی کامپیوترتان روشن است ولی کاری با آن انجام نمی‌دهید و در عین حال شاهد کار کردن و روشن و خاموش شدن چراغ هارد درایو سیستم‌تان هستید حتما این مطلب را بخوانید.

سرعت ویندوز ویستا

تقریبا یک سال است که از ویندوز ویستا استفاده می‌کنم، اولین تجربه‌ام خیلی دلچسب نبود چون کامپیوتری که ویستا را روی آن نصب کردم ۵۱۲مگابایت Ram داشت و خلاصه اصلا نمی‌شد کاری با آن کرد.

گذشت و سیستم جدیدی تهیه کردم با تقریبا بهترین قطعات موجود و ۴گیگابایت RAM. بعد از نصب ویندوز هم خیلی خوشحال و راضی بودم و سرعت کاملا قابل قبولی داشت. اما هرچه قدر زمان میگذشت سرعت ویستای ما به همان نسبت کم و کمتر میشد، البته باید اعتراف کنم که هر برنامه‌ای که فکرش را کنید روی ویندوزم نصب کرده‌ام، اما مشکل جای دیگری بود که امروز کشف کردم و واقعا می‌توانم بگویم زندگی‌ام متحول شد و از خوشحالی این پست را دارم می‌نویسم!

* برای انجام کارهایی که اینجا شرح داده‌ام باید کاربر متوسط یا بالاتر سیستم عامل ویندوز باشید.

راه‌های افزایش سرعت ویندوز ویستا

چون روند کم شدن سرعت طی چندین ماه اتفاق افتاده بود تقریبا به آن عادت کرده بودم ولی چند روزی بود که دیگر کاملا یاد کامپیوتر ۴۸۶ خدا بیامرزم افتاده بودم! همه کارهایم را متوقف کردم و در اینترنت در به در دنبال اینکه سرعت ویندوز ویستا برای سایرین چطور است و چگونه می‌شود افزایشش داد و... گشتم. ظاهرا که تنها نیستم و خیل عظیمی از کاربرها صرف نظر از مشخصات کامپیوترشان با ویستا درگیر هستند.
برای افزایش سرعت ویستا می‌توانید راه‌های زیر را امتحان کنید، فرشته نجات من اولین راه حل بود.

از کار انداختن کامل یا قسمتی از سیستم Indexing

یکی از امکانات! ویندوز ویستا امکان جستجوی سریع در فایلها و فولدرهاست که از طریق جعبه جستجویی که هنگام نمایش فولدرها نشان داده میشود به آن دسترسی دارید، انصافا هم سرعت جستجوی خوبی دارد ولی اگر شما هم مثل من خیلی از آن استفاده نمی‌کنید می‌توانید با غیر فعال کردن سیستم ایندکس ویستا یک حال اساسی به ویندوز خود بدهید!

راه سریع: روی نام درایوی که مایل نیستید ایندکس شود راست کلیک کرده Properties را انتخاب کنید؛ سپس در قسمت General تیک جلوی Index This Drive For Faster Searching را بردارید. در صفحه‌ای که باز میشود هم گزینه دوم که به طور پیش فرض انتخاب شده را تغییر ندهید تا تمام فایلها و فولدرها از ایندکس شدن معاف شوند.

راه دوم و تکنیکی‌تر: به Control Panel بروید و از ستون سمت چپ Classic View را انتخاب کنید. سپس بگردید و Performance Information and Tools را از لیست سمت راست انتخاب کنید. کلید(های) افزایش سرعت ویندوز در این قسمت نهفته شده است! از منوی سمت چپ Adjust Indexing Options را انتخاب کنید. از صفحه‌ای که باز می‌شود لیست فولدرهایی که ویندوز آنها را ایندکس می‌کند نمایش داده می‌شود. اگر در این قسمت لیست بالابلندی داشته باشید قطعا تاثیر زیادی بر سرعت ویندوزتان دارد به خصوص اگر فولدرهایی در این لیست باشند که فایلهای آن دائما تغییر می‌کنند. می‌توانید با استفاده از گزینه Advanced این فولدرها را حذف کنید.

من با استفاده از گزینه Pause کلا سیستم ایندکس را از کار انداختم ببینم چقدر سرعت سیستمم بیشتر می‌شود. تفییر به حدی محسوس بود که تصمیم گرفتم فعلا بی‌خیال سیستم ایندکس ویندوز بشوم. برای از کار انداختن کلی آن دوباره به کنترل پانل بروید و گزینه Administrative Tools و سپس گزینه Services را انتخاب کنید. در لیست سمت راست صفحه‌ای که باز میشود گزینه Windows Search را پیدا کنید. روی آن کلیک راست کرده و Stopرا انتخاب کنید. ویندوز را ریستارت کنید و از زندگی بدون ایندکس لذت ببرید.

اگر مشتاق هستید با سایر گزینه‌ها و مسائل این ایندکس سر و کله بزنید اینجا را بخوانید.

از کار انداختن Windows Defender

اگر آنتی‌ویروس مناسبی بر روی سیستم‌تان نصب کرده‌اید حتما این کار را انجام دهید.

کنترل پانل را باز کرده و گزینه Windows Defender را انتخاب کنید. از بالای صفحه‌ای که باز می‌شود گزینه Tools و سپس گزینه Options را انتخاب کنید. بگردید و گزینه Auto Start را پیدا کنید. تیک آنرا بردارید و کلک Windows Defender را بکنید برود پی کارش!

از کار انداختن Auto Defragment

شاید شما هم مثل من از اینکه ویندوز ویستا همچین کاری می‌کند و شما خبر نداشتید سورپرایز شده باشید. برای حذف آن روی درایوی که مایل نیستید به طور خودکار Defragment شود راست کلیک کنید و بعد از انتخاب Properties دوست داشتنی از قسمت Tools گزینه Defragment Now را انتخاب کنید. (این هم از آن نامگذاری‌های عجیب مایکروسافت است! مثل معروفی هست که می‌گوید ویندوز تنها سیستم عاملی است که از گزینه استارت باید استاپش کنید!) تیک جلوی Run on a schedule را بردارید و از دست این کار خودسرانه ویندوز ویستا هم خلاص شوید.

از کار انداختن User Access Control اعصاب خردکن

این راه خیلی ربطی به سرعت ویندوز ندارد ولی شرط می‌بندم زندگی‌تان با ویندوز ویستا را دل‌انگیزتر خواهد کرد. یکی از معجزات الهی مایکروسافت در ویندوز ویستا این سوالهای پی‌درپی‌اش حتی از کاربر administrator است که این کار را میخواهید بکنید، واقعا می‌خواهید؟ شک ندارید؟ جان مادرتان؟ و این سناریو بارها در روز تکرار می‌شود. من کاری به قسمت امنیتی قضیه ندارم ولی واقعا خسته شدم بس که گزینه continue را در این دیالوگهای ویندوز انتخاب کردم. برای حذف این سوالهای قشنگ از کنترل پانل گزینه User Accounts را انتخاب کنید و سپس گزینه Turn User Account Control Box on or off را که آخرین گزینه هست کلیک کنید. در صفحه‌ای که باز می‌شود آن تیک نحس را برداشته و ok را انتخاب کنید. تمام شد، مهرتان حلال جانتان آزاد...

تمام این راه‌ها را در این مقاله می‌توانید پیدا کنید که البته یکی از منابع من بود.

Tuesday, 10 March 2009

در طی یک پروژه تحقیقات مختصری در مورد استفاده از کد پستی در ایران و سیستم آدرس‌دهی انجام دادم. نتایج جالب و نسبتا امیدوارکننده بودند و به نظرم تا حدود زیادی مسائل مختلف در طراحی سیستم کد پستی ایران در نظر گرفته شده است تا انشاالله بعدها دچار مشکل نشویم.

سیستم آدرس و پست در ایران

به احتمال حدود ۱۰۰٪ با کد پستی ده رقمی سر و کار داشته‌اید. البته هنوز در ایران استفاده از این کدپستی خیلی رواج ندارد و نیازی به حفظ کردن آن نیست و هر وقت کسی به آن احتیاج دارد از روی قبض برق و تلفن و... پیدایش می‌کند.

کد پستی در ایران از ۱۰ رقم تشکیل شده که به دو گروه پنج رقمی تقسیم شده‌اند. ۵ رقم اول کد پستی مربوط به شهر (روستا) و ناحیه پستی بوده و ۵ رقم دوم هم مربوط به آدرس دقیق در آن ناحیه پستی است. متاسفانه نتوانستم چیزی از مکانیزم دقیق‌تر این ۵ رقم‌ها پیدا کنم. یک مسئله‌ای هم که خیلی برای من قابل درک نبود لحاظ کردن تک‌تک واحدهای یک ساختمان در این کد پستی است که شاید کمی زیاده‌روی باشه و مثلا یک مجتمع مسکونی ۴۰واحدی می‌توانست یک کدپستی داشته باشه چون مکان فیزیکی همه واحدها یکسان است.

یک نکته جالب که من هیچ وقت به آن توجه نکرده بودم اینکه در این کد پستی از عددهای ۲ و ۰ استفاده نشده است! می‌توانید حدس بزنید چرا؟ ... از عدد ۲ به دلیل شباهتش به ۳ و عدد ۰ به دلیل شباهتش به نقطه و ۵ در کد پستی استفاده نشده که با توجه به اینکه در ایران ۹۹٪ آدرسها به صورت دستی بوده و تایپ نمی‌شوند تصمیم خیلی منطقی‌ای به نظر می‌رسد.

طبق مطالبی که پیدا کردم بانک اطلاعاتی کد پستی هر ۲.۵ سال به روز می‌شود (برای مناطق روستائی هم هر ۵ سال) که با توجه به وسعت ایران رقم معقولی به نظر می‌آید.

شاید بد نباشد یک مختصری هم از سیستم پست و کد پستی در انگلستان بدانید.

سیستم آدرس و پست در انگلستان

سیستم پست در انگلستان واقعا بی نظیر است. شما برای فرستادن یک نامه یا بسته انواع و اقسام گزینه‌ها را با هزینه‌های مختلف در اختیار دارید که بر حسب اهمیت بسته و سرعت ارسالی که مد نظرتان است می‌توانید بین ۱۵پنس تا مثلا ۸پوند برای یک نامه هزینه کنید (مورد اول حداقل ظرف ۳روز به دست گیرنده میرسد و گارانتی ندارد و مورد دوم اگر تا ساعت ۵ بعدازظهر پست شده باشد صبح روز بعد قبل از ساعت ۹ به دست گیرنده خواهد رسید).

هر محل یک کد پستی شش یا هفت رقمی دارد که چهار حرف اول (۱ یا ۲ حرف الفبا و ۲عدد) ناحیه آن کد پستی و سه حرف بعدی (۱ عدد و ۲حرف الفبا) هم محل دقیق کد پستی را نشان میدهند. (مثلا کد پستی B15 2TT مربوط به دانشگاه بیرمنگام است که در آن B15 مربوط به ناحیه Edgbaston و 2TT هم مختص دانشگاه است).

ساختمانها هم معمولا کد پستی مختص به خود را دارند ولی چون در انگلستان مرتفع‌سازی خیلی رواج ندارد در محله‌هایی که ساختمانها اغلب یک طبقه هستند کد پستی به صورت گروهی به همه آن ساختمانها داده شده است و در این صورت با داشتن کد پستی و پلاک واحد می‌توانید به محل مورد نظر دسترسی پیدا کنید.

یک نکته مهم اینه که تمام این اطلاعات به راحتی از طریق اینترنت در دسترس همه هست و به راحتی با دادن آدرس، کد پستی یک محل و یا با دادن کد پستی، آدرس آن را می‌توانید پیدا کنید.

این ابزار خیلی خوبی برای برنامه‌نویس‌های کامپیوتر است که نرم‌افزارهایی مبتنی بر آدرس مکان‌ها و مشتریان می‌نویسند. به خصوص با قیمت ارزان و سرعت بالای اینترنت (۱۰ پوند در ماه برای یک خط ۸ مگابیت در ثانیه) استفاده از این سیستم برای هر نرم افزاری مقرون به صرفه است.

در مواقعی که شرکت، موسسه یا فروشگاهی به نوعی به آدرس شما احتیاج دارد با پرسیدن کد پستی و شماره واحد به آدرس دقیق‌تان دسترسی پیدا می‌کند (و برای اطمینان هم آدرس کامل‌تان را از روی مانیتور برای‌تان میخوانند!) به این ترتیب با دادن کد پستی و شماره واحد که جمعا هشت یا نه رقم خواهد بود آدرس دقیق شما مشخص می‌شود.

یک از تفاوت‌های عمده بین ایران و انگلیس در این زمینه میزان ساخت و ساز سالیانه آپارتمان و ساختمان است که فکر می‌کنم اینجا کمتر از یک دهم ایران باشد (با این حجم از خانه‌های با قدمت ۲۰۰ ۳۰۰ سال!) لذا به روز کردن آدرسها در ایران نسبتا کار پیچیده‌تری است.

آخرین نکته هم این که در انگلستان تقریبا برای انجام هر کاری احتیاج به آدرس پستی است و برای اطمینان هم همیشه آدرس‌تان را با فرستادن یک نامه چک می‌کنند. (پس سعی نکنید دست به کار خلافی بزنید و بعد هم خودتان را نامرئی کنید ;))

این نوشته برگرفته از ایمیلی هست که برای یکی از دوستانم که تصمیم گرفته برای ادامه تحصیل از ایران خارج بشه فرستادم. شاید به درد شما هم بخوره؛ به خصوص اگر دارید برای فرار از سربازی از ایران خارج میشید که ادامه تحصیل بدید!
... هرچند وقتی‌ با .. صحبت می‌کردم به این نتیجه رسیدیم که کسی‌ نمیتونه برای کس دیگی‌ نسخه بپیچه یا بگه این کارو بکن یا نکن، ولی‌ میتونه اطلاعاتی که داره رو بده.

ببین شما الان تقریبا اول راهی‌ هستین که ما اومدیم تا اینجا، البته شاید ما بدشانسی‌ آوردیم در مورد کار پیدا کردن و اینکه اوضاع اقتصادی دنیا الان خیلی خراب شده، ولی‌ به هر حال... باید بدونی که اینجا موندن به هیچ وجه کار آسونی نیست، اولین علتش اینه که خیلی‌ چیزا شبیه ایرانه با اینکه از همونها داری فرار میکنی و انقدر تو ایران مردم ازشون شاکی‌ هستند.

اینجا هم پارتی داشتن خیلی‌ مهمه، خودشون اسمشو میذار نتورکینگ و کانکشن و از این مزخرفات، ولی‌ به طور خلاصه همون قضیه ایرانه و تا وقتی‌ آشنایی نداری کارت خیلی‌ سخته. (تازه ما خیر سرمون حداقل ۱۰-۱۵ نفر آشنا داشتیم اینجا، منتها اونا هم خودشون همچین وضعیت درست درمونی نداشتند، حتی بعد از ۱۰ سال مهاجرت، چه برسه به اینکه بخوان به ما کمک کنن).

تا جایی که من خبر دارم تو کانادا و استرالیا هم وضعیت خیلی‌ متفاوت نیست. البته اگه کار تخصصی نخواهی و مهم نباشه برات که به رشته ات مرتبط نیست خیلی وضعیتت بهتره، ولی‌ فکر نمیکنم کسی‌ در بلند مدت راضی‌ باشه از اینکه بعد از کلی‌ تحصیلات یه کاری داره که کسی که اینجا دوم دبیرستان ادامه تحصیل رو بیخیال شده هم داره همون رو انجام میده.

وقتی‌ در میای به این فکر میکنی‌ که میرم و اگه نشد برمیگردم. ولی‌ واقعا به سادگی این ۵ کلمه نیست. الان ما یک سال بیشتره که تو این وضعیت هستیم، و واقعا به این فکر می‌کنم که تا الان نصف بیشتره سربازیم تموم شده بود احتمالا و یک سال زندگیم گذشت فقط برای فرار از سربازی. (هرچند بیکار ننشستم و کلی‌ چیز یاد گرفتم که به دردم خواهد خورد حتما، و شاید قانون سربازی عوض شه و بتونم بخرم و کلی‌ برد کرده باشم، ولی‌ بلاتکلیفی بدجوری سخته)

چند روز پیش هم یه مشکلی‌ پیش اومد سر قضیه پاسپورت جوری که ممکن بود مجبور بشم ظرف دو هفته برگردم ایران چون ویزا نداشتم... ۱-۲روز اصلا نمیدونستم کی‌ خوابم کی‌ بیدار، دارم چی‌ کار می‌کنم... چون برگشتن ایران الان یعنی‌ افتضاح (هرچند هنوزم معلوم نیست چی‌ بشه قضیه ویزامون)... میدونی‌، این احساس بی‌ هویتی خیلی‌ درد داشت، نه اینجا می‌تونستم بمونم، نه اگه ایران میرفتم می‌تونستم برگردم... نمیدونی به چه چیزهایی که فکر نکردم...

این رو میگم چون تو هم وضعیتت مثل منه، ولی‌ یه تفاوتی‌ که هست اینه که من میدونم با اینکه ... خیلی‌ اصرار داره این کار رو کنی‌ و چمیدونم دکترا بگیری ولی‌ وضعیت اونا با .... فرق می‌کنه، تو این مشکل رو هم خواهی‌ داشت که هر روزی که مثل من سپری کنی‌ اعصابت از این خورده که داری یه اندوختهٔ مالی رو از تومن به ارز تبدیل میکنی‌ و با یک پنجم ارزشش میدی به هوا.

یکی‌ از دوستامون تو کانادا، قبل از اینکه اصلا بیایم بیرون از ایران بهم گفت: باید بدونی که غرب وحشیه. من اصلا نفهمیدم چی‌ میگه، حتی تا یکی دو سال بعد از اومدن اینجا... ولی‌ کم کم منم این جمله رو استفاده می‌کنم چون الان فهمیدم چی‌ میگه!

یه نکتهٔ دیگه، قضیه از انگلیس به کانادا رفتن رو هم در نظر داشته باش که درسته خیلی ها انجام میدن ولی‌ کار آسونی نیست، و حداقل چیزی که می‌خواد آشنایی خوب با زبان انگلیسیه. من الان انقدر اطلاعات مهاجرت و مصاحبه و... جمع کردم تو کله ام که می‌تونم برم تو سفارت انگلیس کار کنم احتمالا! بعضی‌ موسسات تو ایران میگن اونجا که رفتین هم کمکتون می‌کنیم برای رفتن به یک کشور دیگه و این میتونه کمک کننده باشه اگر زیر حرفشون نزنن بعدا. منظورم اینه که اینجا هم همون کارهایی که تو ایران باید انجام بدی رو باید بکنی‌ و تنها مزیتش اینه که سفارت کانادا یا آمریکا و.. اینجا راحت تر میگیرن نسبت به ایرانی ها تا سفارتشون توی ایران (به نظر میاد).

یه نکتهٔ دیگه هم اینکه اینجا حداقل باید ۶ ماه باشی‌ تا سفارتها قبولت کنند به عنوان رزیدنت. اگه زودتر بیاین و همه چیز درست بشه فقط نصف پول دنشگاه رو میدین و بعد میرین، ولی‌ اگه نه هزینه دانشگاه رو باید کامل بدید. دانشگاهی که میخوای بری در دو قسط میگیره، سپتامبر و دسامبر فکر می‌کنم. اگه ندین هم ممکن مشکلی‌ پیش نیاد ولی‌ انقدر گیر میدن و نامه میفرستند و تهدید به دیپورت می‌کنن که اعصابت خورد می‌شه و میدیش احتمالا. (به خصوص اینکه اون ور هم سربازی لعنتی هست!) یادت باشه در آخرین فرصتی که روابطتت با دانشگاه هنوز صمیمی هست نامهٔ اشتغال به تحصیل بگیری و پست کنی سفارت ایران تایید کنه که اگه مجبور شدی یه سر بری ایران برای سربازی کارت گیر نکنه دوباره.

یه چیز دیگه اینکه فقط به حرفای ... اتکا نکن و سعی‌ کن از چند نفر دیگه هم اطلاعات بگیری، اون با چیزی که من ازش دیدم تجربه خیلی‌ محدودی داره چه از اینجا چه از کانادا و با تجربه ای که تو مجبوری انجام بدی خیلی‌ فرق می‌کنه. تو که روابط عمومیت از منم بهتره. (چیز جالبی‌ هم کشف کردی به منم بگو)

موفق باشید.
در این تصویر چه می بینید؟ او در جهت عقربه ساعت می چرخد یا خلاف آن؟ چند لحظه روی تصویر تامل کنید...

اگر این خانم را در حال گردش در جهت عقربه ساعت می بینید شما از سمت راست مغز خود بهره می گیرید. اگر این خانم را در حال گردش در جهت خلاف عقربه ساعت می بینید شما از سمت چپ مغز خود بهره می گیرید. بعضی از مردم توانایی دیدن چرخش وی را در هر دو جهت دارند اگر شما بدون تعییر در چشمتان هنگام نگاه کردن قادر به سوئیچ در هر دو جهت هستید هوش شما بالاتر از ۱۶۰ است که یک نابغه به حساب می آیید. این تصویر در دانشگاه یل آمریکا در مطالعه ای ۵ ساله بدست آمده است.

این متن ایمیلی بود که چند روز پیش به دستم رسید و کلی با دوست و آشنا بحث شد بر سر اینکه اولا کسی نیست که در دو جهت نبینه چرخشش رو, دوما دیدن این چرخش لزوما ربطی به هوش نداره و میتونه تاثیر خطای چشم باشه. شما چی فکر میکنید؟